"بسم الله الرحمن الرحیم"

گر پرده ز رخ باز نمايد مهدي (عج)
از خلق جهان دل بربايد مهــــــدي(عج)
اي شيعه چنان منتظر مولي باش
گويي كه همين جمعه بيايد مهدي(عج)
گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن
گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم
گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم
گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن
گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن
گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن
گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن
گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه
گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان
گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن
گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم
گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن
گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان
گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن
گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که روز وصل را در انتظارم
برای دیدن تصویر روی آن کلیک کنید:
![]()
نامه یک دل عاشق برای امام زمان این نامه ی یک بچه ای است که به امام زمان نوشته برای دیدن نامه روی آن کلیک کنید:
![]()
نامه ی یک مادر به مام زمان:
سلام امام زمان
منم فرشته بنده گنهكار خدا.هروقت مشكلی ودردی دارم رو به خدا وشماها
میارم.امام زمان امیرضام میشناسی امیررضام 5 سالشه یعنی تازه 5 سالش
شده.امیررضام دیدی كه چقدر خوشگل وزیباست امام زمان اینهم می دونی كه
امیرضام دوساله كه حرف نیم زنه شبها نمی خوابه غذا كم می خوره نمی دونم
چشه.امام زمان خیلی بنده بدی ام.امروز به آخر خط رسیدم دارم بال بال می
زنم نمیدونم كجا برم ولی امام زمان می دونم كه جز درگاه شما امامان معصوم
جایی ندارم برم.امام زمان امیررضام یك هفته اس كه بی قراره می دوه گریه می
كنه غذا نمی خوره امام زمان می دونی امیررضام نمی تونه بگه چشه امام زمان
می دونه كه امیررضام بیمه امام رضاست می دونی كه من 4 سال مهمون پدرت امام
رضا بودم.من مادر گنهكارم كه نماز نمی خونم بچه ام بجای من تنبیه نكنید
بچه ام شفاش بدین بذارید بچه ام خواب آروم داشته باشته بذارید كه پسرم
شبها وقتی سرش رو بالش می ذاره می خوابه یعنی فوری می خوابه نه اینكه
اینقدر اعصابم رو خرد كنه كه مجبور بشم بزنشم الهی دست مادرش بشكنه امام
زمان بحق آبروی مادرت بحق آبروی امام حسین تو همین ماه عزیر شفاش بده امام
زمان مطئمنم كه معچجزه ای میشه اونم تو همین ماه عزیز امام زمان به چی
قسمت بده به سر شكسته وخو ن آلود پدرت علی به آبروی فاطمه به تولد امام
حسن كمكم كن شفای پسرم رو از تو می خوام آقا بدار پسرم بیاد جمكران بیاد
تو راه امام حسین وقتی محرم میشه اونم زنجیر بزنه اون طبل وسنج بزنه اونم
سینه بزنه خدایا كمكش كن به آبروی امام زمان .امام زمان امیدماول به خدا
ودوم به شما آقاست.امروز خیلی داغونم سركار نشستم وبی قرار سرم داره از
درد می تركه نمی دونم چكار كنم .خدایا كمك كنم وصبر وتحمل بهم بده.آقاجون
این دردل یك مادر یك مادر عاجز وازهمه جا رانده فقط به زیبایی وكم سن
وسالی پسرم رحم كنید
پاورقی:
این نامه رو مادر عزیزی در کامنتهای وبلاگ نوشته بود که من رو دگرگون کرد.در این شبهای عزیز هم امیر رضا و هم عزیزانی مثل امیر رضا رو دعا کنیم انشاالله امام زمان به خاطر احترام مادرش فاطمه زهرا شفای همه مریضا رو از خدا بگیره. آمین
شعری برای یار:
گفتم: كه روی ماهت از من چرا نهان است؟
گفتا: تو خود حجابی ور نه رخم عیان است!
گفتم: كه از كه پرسم جانا نشان كویت؟
گفتا: نشان چه پرسی آن كوی بینشان است!
گفتم: مرا غم تو خوشتر ز شادمانی است
گفتا: كه در ره ما غم نیز شادمان است
گفتم: كه سوخت جانم از آتش نهانم
گفت: آن كه سوخت او را، كی ناله و فغان است!
گفتم: فراق تا كی؟ گفتا: كه تا تو هستی
گفتم: نفس همین است، گفتا: سخن همان است
گفتم: كه حاجتی هست، گفتا: بخواه از ما
گفتم: غمم بیفزا، گفتا: كه رایگان است
مي ايد از دور ,مردي ســــواره
برمــركب عشق, چون ماهپــــــاره
والشمس رويش, والليـل مويش
گلها همه مســــــت, از رنگ و بويش
عمامه بر سر, مثل پيمبـــــر (ص)
دربازوانــش نيروي حيــــــــــــــــدر(ع)
ازپاي تاسر در شور و شين است
برق نگاهش مثل حســــين(ع) است
مي ايد از دور خوشــــبو تر از ياس
در چشــــم وابرو مانند عبــــــاس (ع)
القصه اين مرد اميد دلهاســـــــــت
خوشبو تر از ياس فرزند زهراست(س)
عاقبت او ظهور خواهـــــــــــد كرد
خاك را غرق نور خواهد كرد
روزي از اين كوير. اين برهـــــــــوت
ابر رحمت عبور خواهد کرد
دل مارا كه خشك و پژمرده است
همــــچو باغ بلور خواهد كرد
آه مي آيد او كه لبخنــــــــــــــدش
عاشقان را صبـــور خواهد كرد
سينه ها را ز كينه خواهد شست
غصه ها را بدور خواهـــــد كرد
آه سوگند ميـــــــــــــــخورم ايدل
عاقبت او ظهور خواهــــــد كرد
در انتظار وصل تو عمرم تمام گشت
بس روز و شب گذشت و بسی صبح شام گشت
اما نشد خبر ز تو ای مهدی عزیز
بازآ که غرق خون ، دل هر خاص و عام گشت
چه جمعه ها که يک به يک غروب شد نيامدي............چه بغضها که در گلو رسوب شد نيامدي
خليل آتشين سخن ؛ تبر به دوش بت شکن..............خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي
براي ما که خسته ايم نه ؛ ولي................................براي عده اي چه خوب شد نيامدي
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام.......................دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نيامدي
هنوزم انتظارو انتظار است هنوزم دل به ســيــنـــه بي قرار است
هنوزم خواب ميبينم به شبها همان مردي که بر اسبي سوار است
همان مردي که جمعه آيد روزي ... و اين پايان خوب انتظار است
اين جمعه هم گذشت...
يک روز جمعه
کسي آرام مي آيد
نگاهش خيس عرفان است
قدمهايش پر از معنا
دلش از جنس باران است
کسي فانوس بر دستش
مثال نور مي آيد
اميد قلب ما روزي مثال نور مي آيد
اللهم عجل لوليک الفرج
آرزو هايم زير انبوهي از خاکستر
هنوز نفس مي کشد
هنوز شعله ورند
نسيم مهرباني تو کدام جمعه مي وزد
در انتظار ديدنت همه دلها بيقرارند
اي تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار
ما معتقديم که عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسي تير خواهد زد
سوگند به هر چهارده آيه نور
سوگند به زخم هاي سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر مي گردد
مهدي به ميان شيعه برمي گردد
دل پريشونم پريشونم که اربابم نيومد بعد عمري عاشقي حتي يه شب خوابم نيومد
آسمون عصراي جمعه مثل من بهونه گيره بارون گريه باهام حرف ميزنه که خيلي ديره
مـــــه مـــن نقاب بگشا ز جمال کبریایی ... که بتــــان فرو گذارند اســـاس خــودنمایی
شده انتظارم از حد چه شود زدر درآیـی ... زدو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی
چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی




ای مدنـی برقع و مکی نقاب *** سایه نشیـن چنــد بود آفتاب
گر مهی از مهر تو موئی بیار *** ور گلـی از بـــاغ تو بوئی بیار
منتـظـران را به لب آمد نفس *** ای ز تــو فـریاد بـه فریاد رس
اللهم عجل لولیک الفرج مولانا صاحب الزمان
دعا واسه ظهور اقا امام زمان فراموش نشه التماس دعا
جمعه يعني شوق،يعني انتظار جمـعــه يعنـي طاق ابروي نـگار
جــمـعه يـعنـي غـروب غصه دار جمعه يعني مهدي چشم انتظار
جمـعه هــا بر ما دعا دارد حبيب در قــنــوتش ياد ما دارد حبـيــب
كـاش روزي بـه دست دلـبـــــرم ســـايه پـرچم بيفــتـد بــر سرم



اللهم عجل لولیک الفرج مولانا صاحب الزمان
ای پـــادشــه خـوبـان داد از غـــــم تـنــهـــایی
دل بـی تو به جان آمد وقت است که بازآیــی
مشــتــاقـی و مهجوری دور از تو چنانـم کرد
کــــز دست بـخـواهـد شـد پـایـاب شـکـیبـایی
قرص کامل ماه ... از آسمان طلوع کن...
چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی *** چه بــغـض ها که در گلو رســــوب شد نیامدی
حـریر آتشـــین ســخن تبر به دوش بت شــکن *** خـــــدای ما دوباره سنگ و چـــوب شد نیامدی
تـــمام طول هـــفته را به انتـــــظار جـــمعه ام *** دوبـاره صــبح ظهر عصرنه غروب شد نیــــامــدی



گـــر چــه پیـمان را شکستم بر سـر پیمانه ام بـا همـــه بد عــهدی ام آن عـاشق دیوانـه ام
گـــر بــه ظاهــر دورم از درگــاه تو ای نازنیـــن بـاز هــــم مشــتاق روی دلـــکش جـانـانــه ام
از در مـــیخانه ات ای شـــاهد خـــوبان مـــران با هـــمه عصیان همان دردی کـش میخانه ام
پـــــرده بردار از رخ زیـــــبا که مشتاق تـــــوام آن رخ زیـــــبـا ندیــــــده، والــــه و دیــــوانه ام
پادشـــــاه جــــودی و ما بـــنده درگـــاه تـــــو منتـــــظر بـر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام
در مـــــیان بحــر هجران غوطه ور گشتم ولی باز هـــم در جستجوی گــوهـــــر دردانـــــه ام
همچون من هرگز نباشـد بردرت پیمان شکن لیــک با الــــطاف غــیر از تو، شـها !بیگانه ام
چون که لطف توست تنها ضامن رســوایی ام ور نـــه آن گــردم که افشـــان در دل ویرانه ام
انتـــظارت بیش از حــد شد، تحمل تا به کی؟ آفتـــابـا! بـــــهر دیـــــدار رخـــــت پروانـــــه ام
والــــــه و شــــیدا و مـستم لیک، محتاج توام
یک نــــظر بر من نــــــمـا، ای عارف فرزانه ام!



گيرند همه روزه و من گيسويت
جويند همـه هلال و من ابرويت
از جـمله ايـن دوازده مـاه تــــمام
يک ماه مبارک است آن هم رويت
*انتظار*
هر جـمعه کــه میــگذرد از کـنـار مـن
افــزوده مــیشود بـه تب انتـــظار مـن
هر صبحدم که میدمد از مشرق آفتاب
دارم امـیــــد اینکــه بیــاید نـگـار مــن
عمــرم کــفاف دیـدن روی تــرا نـــداد
باشـد که بـعد من گذری بر مـزار من


طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني
زسمت مشرق جغرافياي عرفاني



دوباره پلك دلم مي پرد نشانه چيست
شنيده ام كه مي آيد كسي به مهماني



كسي كه سبزتر از هزار بار بهار
كسي شگفت كسي آن چنان كه مي داني



به نام آفریننده انتظار
با توام ای دشت بی پایان سوار ما چه شد
یکه تاز جاده های انتظار ما چه شد؟
آشنای" لا فتی الا علی" اینجا کجاست؟
صاحب" لا سیف الا ذوالفقار "ما چه شد؟
چهارده قرن است، چهل منزل عطش پیموده ایم
التیام زخم های بی شمار ما چه شد؟
چشم یوسف انتظاران را کسی بینا نکرد
روشنای دیده امیدوار ما چه شد؟
ذوالجناحا! عصر ما چون عصر عاشورا مباد
دشت را گشتی بزن، بنگر سوار ما چه شد؟
باز ای"موعود" بی تو جمعه ای دیگر گذشت
کُشت مارا بی قراری! پس قرار ما چه شد؟
می نشینیم تا ظهور سرخ مردی سبز پوش
آن زمان دیگر نمی پرسیم بهار ما چه شد؟
به امید ظهور
به نام خالق انتظار
آقا نگاهت جای آهوهاست، می دانم
دستان پاکت مثل من تنهاست، می دانم
آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد
جای دل تو وسعت دریاست ، می دانم
می آیی و با دستهایت پاک خواهی کرد
اشکی که روی گونه مان پیداست ، می دانم
برگشتنت در قلب های مرده مردم
همرنگ طوفانی ترین دریاست ، می دانم
جای سرانگشتان پر نورت در این ظلمت
مانند رد باد بر شنهاست ، می دانم
در باور کوتاه این مردم نمی گنجد
وقتی که بیایی اول دعواست ، می دانم
ای کاش برگردی که بعد از این همه دوری
یک بار حس بودنت زیباست ، می دانم
آقا اگر تو برنمی گردی دلیل آن
در چشمهای پر گناه ماست ، می دانم
کی بازمیگردی ، برایم بودن با تو
زیباترین آرامش دنیاست ، می دانم
تو باز می گردی اگر امروز نه ، فردا
از آتشی که در دلم پیداست ، می دانم
به امید ظهور
پی تو در خلوت تو، شب همه شب بیدارم
ای سفر که من چشم به راهت دارم
خانه ام ابری و چشمان تو همچون خورشید
چه کنم؟ دست خودم نیست اگر می بارم
که برای من از این پنجره ها حرف بزن
من بدون تو از این پنجره ها بیزارم
جان من، هدیه ناچیزی تقدیم شما!
گرچه در شأن شما نیست، همین را دارم
کاش می شد در این حلقه، شبی از شب ها
دست در دست تو ای خوب ترین بگذارم
من که تا عشق تو باقی است، زمین گیر تو ام
لا اقل لطف کن از روی زمین بردارم
به امید ظهور
|
پر از بهار و پر از گل شده است چـشمانم
|
|
بـیا که دشت تغزّل شده است چشمانم
|
|
به کوچه باغ حضور، ای مسافـر خورشید!
|
|
عبور سبز تو را، پل شده است چشمانم
|
|
زِ اشـک دیـده، چــراغـان نمــوده راهـت را
|
|
چـقـدر اهـل تجـمل شده است چشمانم
|
|
بـیــا کــه سـیـل روان سرشک مــی گویـد
|
|
بدون صبـر و تحمل شده است چشمانم
|
|
بیا که آب شده است جامه های برفیِ ما
|
|
بیا که باغ پر از گل شده است چشمانم
|
|
کـدام جـمـعــه، کدامـین سمات می آیی؟
|
|
پـر از دعای توسل شده است چشمانم |
تقدیم به عاشقان دلسوخته